آیا مصاحبه همان گفتگو نیست؟
" اشتراک لفظ دایم رهزن است " مولانا
بهزاد کریمی کارشناس علوم اجتماعی گزارشگر رادیو آذر ماه 1387
چکیده :
این مقاله بااستفاده ازروش تحلیلی ضمن بررسی شباهت ها وتفاوت های مصاحبه و گفت و گو؛ ویژگی های شکلی و مفهومی هریک از آنها را روشن می سازد. ودر نها یت برای هر کدامشان تعریفی متنا سب با هدف و کارکرد حرفه ای آ ن دو پیشنهاد می کند .
واژه ها ی کلیدی :
تعریف تحلیلی ؛ تعریف شرح الاسم ؛ مصاحبه ؛ گفت وگو ؛ مذاکره؛ مجادله؛ دیالکتیک؛ مناظره .
مقدمه
دریک نگاه بسیار فراگیروغیر حرفه ای هرمصاحبه ای گفت وگووهرگفت وگوئی مصاحبه است. ولی دریک نگاه محدودوحرفه ای گفت وگوومصاحبه به رغم ظاهروهمچنین همپوشانی هائی که می توانند داشته باشند کاملا" مانند هم به نظرنمی رسند.
- چه دلیل یا دلایلی موجب شده تا این دو شبیه به هم تصورشده ودرجای یکدیگر بنشینند ؟
- ازحیث مفهوم ؛ هدف ؛ شکل ؛ وبه ویژه کارکرد دارای چه تفاوت ها وچه شباهت هائی هستند ؟
- میان مصاحبه وگفت وگو وانواعی مانند مذاکره؛ مناظره؛ جدل؛ دیالکتیک ومانند آن چه نسبتی وجود دارد ؟
- همانندی یا تفاوت آنها آنقدرهست که بتوان برای هریک از آنها یک تعریف حرفه ای و متمایز کننده ارایه داد؟
این مقاله کوششی است آزاد برای پاسخ دادن به پرسشهای مورد اشاره بالا. برای این منظور؛ ونیزروشن ساختن مفاهیم لغوی وحوزه های کاربردی واژه هائی مانند مصاحبه وگفت وگو؛ مذاکره ومانندآن به فرهنگ های یک زبانه ودو زبانه انگلیسی و فارسی مراجعه شده است. که البته در کنارآنها ازفرهنگ های موجود دراینترنت هم کمک گرفته ایم ونشانی آنها را در پی نوشت آورده ایم . پایان بخش این مقاله ؛ پیشنهاد یک تعریف حرفه ای از مصاحبه وگفت وگو است که با نتیجه گیری به پایان می رسد .
طرح مسئله
با کمی دقت در بخش های گوناگون خبری صدا وسیما که ازجهاتی جدی ترین جلوه این رسانه است؛ وهمچنین با نگا هی حتا گذرابه اغلب برنامه های کار شناس محور رادیو وتلویزیون و به ویژه رادیو گفت وگو درمیابیم که دراین رسا نه هر صحبت دو نفره یا چند نفره ای را گفت وگو می نامند. حال آنکه نوع اجرا؛ ساختار؛ پرسش هائی که طرح می شوند وبه خصوص هدف آن صحبت های دو یا چند نفره بیشتر نا ظر بر مصاحبه است تا گفت وگو. این شکل از نامگذاری درچند سال اخیر از چنان فرا وانی ای برخوردار شده که میرود تا برای همیشه یکی از حرفه ای ترین مفاهیم رسانه ( مصا حبه interview ) را به فراموشی بسپارد. روشن کردن حدود؛ کارکرد وهدف هر یک از دو گونه مصا حبه و گفت وگو انگیزه اصلی این نوشتاراست.
تعریف لغوی :
به نظرمی رسد یکی از دلا یلی که دست اندرکاران رسانه را براین داشته تا گفت وگوومصا حبه را کا ملا مانند هم به پندارند؛توجه بیش ازحد به شکل ظاهری آنها و به ویژه پیروی از رویکرد لغت نا مه های دوزبانه است . رویکردی که در عرف اهل منطق به آن " تعریف شرح الا سم " می گویند . و مراد ازآن"تفسیریک کلمه با کلمه ای دیگر { باشد } که از آن مانوس تراست . مثل اینکه بگوئییم علم یعنی " دانستن " و"آ گاهی " ( خوانساری ؛ 1379؛ 167- 166 ) .
با این رویکرد که در بالا به آن اشاره شد همه انواع مصا حبه؛ مذا کره مبا حثه منا ظره وحتا مغا لطه رامی توان ذیل عنوان گفت و گو قرارداد . چرا که درهمه آنها دویا چندنفر با هم می گویند ومی شنوند. به عنوان نمونه ای از این تعر یف ها؛ فرهنگ دو زبا نه نشر نو؛در برابر دو واژه (interview ) و( (conversation معادل های فارسی " گفت وگو " و" گفت وشنود " و مکا لمه را آورده است (فرهنگ نشر نو؛1376).البته هستند فرهنگ ها واصطلاح نامه های دو زبا نه ای که با دقت و وسواس بیشتر به معا دل سا زی پرداخته باشند ولی معمولا" به آنها کمتر مرا جعه می شود .
نا گفته پیدا ست که روش لغت نا مه های دو زبانه در خور رفع نیا زهای عمومی است تا واژه های تخصصی حوزه های گونا گون دانش . این کاستی فرهنگ های دوزبانه ما را بر آن می دارد تا مصا حبه و گفت و گو را در یک تعر یف تحلیلی بررسی کنیم .
تعریف تحلیلی
تعریف تحلیلی (analytical definition ) یا " تعریف به عام وخاص " تعریفی است که در آن " ابتدا نام مجموعه ای بزرگ تری که آن چیز درآن واقع می شود ذکرمی گردد وسپس با ذکر یک ویژگی ؛ آن چیزها را در آن مجموعه متمایز می سازند " ( خندان ؛ 1386 ؛ 75-74 ) .
پیش از قراردادن مفهوم مصا حبه در حوزه وسیع تری به نام گفت و گو؛ بهتراست هر یک از آن دو را از جهت لغوی؛حوزه کاربردی و مترادف هایشان تجزیه وتحلیل کنیم و درنهایت به تفا وتها و شباهت های هریک بپردازیم.
مصا حبه :
واژه ای است عربی ازباب مفاعله که در زبان عربی" فعل یا کار دو جانبه را می رسا ند و بیانگر شرکت دو شخص؛ دوچیزیا دو فعل است ( طباطبائی؛ 1369 ؛ 74 ). مانند: مصافحه "دست یکدیگررا گرفتن برای دوستی " یا مصالحه " آشتی کردن با یکدیگر" ومانند آن ( معین؛ جلد 3). همان طور که پیداست این واژه دراصل برساخته عربها وما برای واژه انگلیسی ( interview ) یا مصا حبه است. درتوضیح این گونه خاص از گفت وشنود در فرهنگ تک زبانه انگلیسی آمده است :
A formal of question in a formal situation . usually in order to obtain iformation about thm.
" یعنی پرسش ها ئی رسمی ؛ در یک موقعیت رسمی که معمولا به هدف کسب اطلاعات طرح می شوند "که در ادامه توضیحات خودبه مصاحبه های مطبوعاتی؛رادیو و تلو یزیونی ؛ ونیز مصاحبه های پلیسی و شغل یابی اشاره دارد ( OXFORD DICTIONARI 200 ) . ویا در توضیحی کاربردی تر :
At which a journalist asks sb question in order to find out their opinions " {نشستی که } در آن یک خبر نگار پرسش ها ئی را برای دست یا فتن افکارعمومی طرح می کند" ( همان ) .
گفت و گو :
واژه ای کاملا فارسی "اسم مصدرازگفتن به معنای گفت وشنود " ( معین ؛ جلد3 ) . که در نهاد خود گفتن و شنیدن و واگفتن راتداعی می کند که حاکی ازصحبت دو یا چند نفر است . لغت ومفهومی که به دلیل گستردگی معنا دربیشتر فرهنگ های دو زبانه ما معادل هرنوعی از گفت وشنود آورده شده است . حال آنکه در فرهنگ های یک زبانه انگلیسی به گونه های مختلفی تقسیم می شود که به راحتی نمی توانند بر جای یکدیگر بنشینند. یکی ازآن نمونه ها که اتفا قا به مراد ما نزدیک است واژه (discussion ) می باشد . فرهنگ نامه آکسفورد نوشته است : (to write or talk about sth in detail showing the differen ideas and opinios about it ) " نوشتن یا صحبت کردن درباره برخی چیزهایی که نیازمند شرح وتوضیح هستنند تا ازآن طریق بتوان نظرات وعقاید متفاوت را نشان داد ( همان ). این مفهوم از گفت وگو در زبان انگلیسی با مترادف هایی همراه شده است. به عنوان نمونه conversation / argument / dialog /dialectic / talk / ومانند آن . این واژه ها به رغم ظاهر گفت وگو یشان کاملا" هم مانند هم نیستنند . مثلا" در باره لغت conversation برغیر رسمی و روزمره صحبت تاکید می شود :
An informal talk involving a small group of people or only two …)) "یک صحبت غیر رسمی میان یک گروه کوچک از مردم ویا فقط میان دو نفر " ( همان ) . ویا در واژه dialogue گذشته از گفت وگوهای متداول در نمایشنامه نویسی و سناریو که در آنجا هم دیالوگ نامیده می شود ؛ تکیه بر یک گفت وگوی رسمی است که معمولا" منجر به یک تفاهم می شود : A formall discussion between two groups or countries esp when they are trying to solve a problem "یک گفت وگوی رسمی میان دو گروه یا دوکشورهنگامی که سعی دارند یک مشکل یا عدم توافق را بین خود حل کنند "(همان ).مثال گفت وگوی تمدنها یا dialog of civilization می تواند الگوی مناسبی ازاین گونه تفاوت ها باشد. الگوی مناسب از این جهت که چرا برای آن از لغاتی مانندargument ویا حتا discussion را استفاده نکرده اند . مگر نه اینکه همه آن واژه ها ناظر بر صحبت دو نفر یا دو گروه است ؟
واژه دیگری که در به کار بردن آن نیازمند توجه بیشتر هستیم لغت negotiation یا " مذاکره است. شکلی ازیک گفت وگوی خاص که به دلیل شباهت ظاهری اش به صحبت دویا چند نفره درحد یک گفت وگو صرف فرو کاسته شده است. این نگاه تقلیل گرایانه تا آنجا پیش رفته که برخی از صاحب نظران آن را یک آسیب درعرصه دیپلما تیک کشور دانسته اند: " در ذهن عموم مردم وبرخی مسوولان مذاکرات سیاسی یک کارساده پیش پاافتاده {تصورمیشود} در حالی که دانشگا ه های معتبر جهان علاوه بر واحد های زیادی که در زمینه روابط بین الملل تدریس می کنند به روش ها راهبردها وفن مذاکره نیز می پردازند (واعظی؛ 1387). در همان فرهنگ آکسفورد که بیشتر یک فرهنگ عمومی است تا تخصصی آمده است :formal discussion between people who are reach an argument " یک گفت وگوی رسمی میا ن مردم یا کسانی که سعی دارند به یک توافق دست پیدا کنند " ( . (2006 Oxford dictionary در یک تعر یف کاربردی مراد ازآن : تبادل ارتباط برای رسیدن به توافقی است که وقتی شما وطرف مقا بل دارای منافعی هستید که بین شما مشترک است و در همان حال منافعی دارید که با یکدیگر در تضاد است " ( حیدری ؛ 1375 ؛ 20 ) . به بیان دیگر ؛ این نوع از گفت وگو ناظر بر گو نه ای " چانه زنی " است .
یکی دیگر از واژه هایی که برخلاف شکل گفت و گویی اش بر گونه ویـژه ای از گفت و شنود دلالت دارد لغت ( argument) است . فرهنگ آکسفورد آن را یک گفت و گوی همراه با مشاجره توضیح می دهد :
A conversation or discussion in which two or more people disagree . Often angrily.
" یک صحبت یا گفت و گو که بین دو یا چند نفر که با هم موافق نیستند صورت می گیرد ؛ که معمولا" با پرخاش همراه است " ( Oxford dictionary 2006 ) . به بیان دیگر این نوع از صحبت کردن همان چیزی است که بین ما به "مشاجره" معروف است ؛ و در آن هر کس سعی دارد حرف خود را به کرسی بنشاند .
دیا لکتیک ( dialectic ) واژه دیگری است که از حیث خاستگاه وگذشته خود در حوزه گفت وگو های استدلالی قرارمی گیرد و سزاوارتوجه است. ازسابقه آن درگفت وگوهای مشهورسقراط ونوشته های افلا طون که بگذریم فرهنگ آکسفورد آن را اینگونه توضیح میدهد :philosophy a method of discovering the truth of ideas by discussion and logical argument and by considering ideas that are opposed to each other. " یک روش {در حوزه فلسفه } به منظور جستجو وکشف حقیقت افکار به وسیله گفت وگو و بحث وجدل منطقی برای تشخیص عقایدی که در تقا بل با یکدیگر هستند " (همان ) . به بیان رو شنتر دیالکتیک نوعی از گفتو وگو است که اهل منطق به آن " جدل " می گویند ؛ و آن "بحث و پرسش وپاسخ است که به نحوی خاص بین دو تن در می گیرد . به دین طریق که یکی پیوسته از دیگری سوال می کند و عقیده اورا در باره امری جویا می شود واورا به بررسی مطالب وا میدارد واو سوال ها را پاسخ می گوید " ( خوانساری ؛ 1379 ؛ 385-384 ). جالب اینکه این گونه از مناظره به رغم شبا هت های زیا دی که می تواند با مناظره داشته با شد کاملا" مانند آن نیست . چنان که صاحب کتاب منطق صوری با اشاره به بخشی از توضیحات کتاب شفا ی بو علی سینا در تعریف مناظره می نویسد : " در مناظره دو تن که به دو عقیده متقابل معتقدند با یکدیگر به بحث می پردازند بدون اینکه قصد الزام یکدیگر را داشته باشند. بلکه غرض اصلی آنها کشف حقیقت است . و همین که حق بودن یکی از دو طرف نقیض معلوم شود طرف مقا بل به آن اذعان می کند " ( همان ) .
آخرین مورد از واژه های گفت وشنودی واژه ( Talk show ) است . که به نظر میرسد معادل فا رسی آن تا کنون سا خته یا ارایه نشده است . توضیحی که در فرهنگ آکسفورد به چشم می خورد از این قرار است : ( A television or redio programme in which a presenter introduces a particular topic which is than by the audience .) " یک برنامه تلویزیونی یا رادیوی به این طریق که یک مجری موضوع ویژه ای را به عنوان بحث آزاد طرح میکند وسپس گفت وگو با مخاطب یا میهمان آغا ز می شود oxford dictionary 2006) ) . این گونه از گفت وگو یا گفت وشنود همچنانکه در کتا ب مبا نی گزارشگری تلویزیو نی آمده است " گپ های دوستا نه زنده ؛ برنا مه ها یی ساده وغیر تخصصی اند و هدف این است که مصاحبه در جوی آرام وغیر رسمی و به شکل گفت وگوی سرگرم کننده بین مصاحبه کنندگان مشهورو میهمان آنهاجریان یابد ( یورک ؛ 1379 ؛ 194 ) . به بیان دیگر این گونه از گفت و وا گفت یا همان گپ زدن های رادیو وتلویزیونی که چند سالی است مد شده است در واقع " مصاحبه ای است فرو کاسته شده که بیش از آنکه به وا کاوی بررسی ونقد یک گفتمان سیاسی فرهنگی هنری و... بپردازد در نقش یک سرگرمی ساز ظاهر می شود " ( حاجبی ؛ 1387) . خلا صه آنکه برای رسانه صرف حضور شخص به مراتب مهم تراز خود گفت وگو یا مصاحبه است .
کمی دقت به واژه هایی که در اینجا فقط به پاره ای از آنها اشاره شد نشان می دهد که هر لغت درزبان و حوزه مورد استفاده خود براساس کار کردهای متفاوتی که برآن بار میشود طبقه بندی شده است . به تعبیر فرانکفورد نچمیاس " بدون تفاهم در باره مجموعه ای از مفاهیم " ارتباط بین ذهنی " امکان پذیر نیست ؛ از این رو طبقه بندی مفاهیم استفا ده کنندگان را ملزم می سازد تا جایی که ممکن است واژه یا مفهو می را به جای واژه دیگر به کار نبرند " (فاضلی ؛ لاریجانی؛ 1381 – 34 ).
حال که از طریق " تعریف تحلیلی" واژه مصاحبه را در مجموعه بزرگ تری به نام گفت وگو ودرآنجا هم با نظا یر خودش بررسی کردیم به سراغ ویژگی ها ی منحصربه فرد مصا حبه وگفت وگو می رویم .تا ازاین رهگذربه یک تعریف توصیفی برسیم . تعریف توصیفی به این معنا که " صفات ظا هری وبرجسته وخاص که موجب تشخیص وامتیازیک چیز از دیگر اشیا می شود " (خوانساری؛ 1379 . 167- 166).
ویژه گی ها ی مصاحبه :
- گفت وشنودی معمولا" دونفره شامل یک مصاحبه کننده ویک مصاحبه شونده
- پرسش ها یی معمولا" از پیش تعیین شده
- مصاحبه شونده همواره در جایگاه پاسخ گوست نه پرسش کننده
- مصاحبه گر نباید جهت گیرانه گفت وگو و پرسش کند
- مصاحبه گر( به لحاظ حرفه ای ) مجاز به اظهار نظر شخصی وبیان عقاید خود نیست
- مصاحبه گر در جایگاه افکار عمو می است و باز تاب دهنده پرسش های مخاطبان
- مصاحبه درذات خود شکلی از رسمی (formal ) و جدی بودن را تداعی میکند.
- مصاحبه کننده معمولاهم شان ومتخصص حوزه کاری فردمصاحبه شونده نیست
- مصاحبه معمولا برای یک زمان محدود طراحی میشود ودر زمان تعیین شده به پایان میرسد و به جلسه دیگر موکول نمی شود .
- وظیفه مصاحبه کننده فقط سوال کردن است نه شرکت در مجادله .
- مصاحبه کننده بیش از هر کسی باید مراقب حرکات دست وصورت خود باشد .
ویژگی های گفت وگو ( در حوزه رسانه ای آن )
- گفت و شنودی معمولا" بین دو یا چند نفر که در آن میان یک نفر نقش مجری – کارشناس را بازی می کند ونه مصاحبه کننده صرف ( اغلب از اهالی حوزه تخصصی میهمانان کسی پیشنهاد می شود ) .
- پرسشها بین سوال های خبری ( news ) و غیر جدی وشخصی وهمچنین بیان افکار و عقاید میهمانان شناور است .
- پرسش کننده وپاسخ دهنده پی درپی و بدون محدودیت می توانند در جای یکد یگر قرار گیرند .
- گفت وگو کنندگان مجازند افکار شخصی تخصصی خودرا طرح وبه چالش بگذارند .
- مجری کارشناس همواره در جایگاه افکارعمومی نیست ومی تواند مخاطب ویژه خود را داشته باشد.
- گفت وگو کنندگان معمولا" با حوزه تخصصی یکد یگر آشنا وگاهی از حیث مرتبه علمی مساوی یا نزدیک به هم هستند .
- گفت وگو اغلب می تواند در یک جلسه پایان نیابد وادامه آن به جلسه دیگر موکول شود .
- گفت وگو از جهت محتوا می تواند فارغ از مخاطب عام باشد وفقط برای حوزه تخصصی ویژه ای طراحی شود .
- گفت وگو ظا هری نه چندان رسمی دارد .
- اداره کننده بحث میتواند در مجادله پیش آمده شرکت کند .
- گفت وگو کنندگان ( به لحاظ حرفه ای ) ملزم به کم گویی وپرهیزازواژه های تخصصی نیستند .
- مجری و میهما نان در تنگنای مراقبت دایم ازحرکات دست وصورت خود نیستند .
- پرسش کننده وپاسخ دهنده پی در پی و بدون محدودیت می توانند در جای یکدیگر قرار گیرند.
- گفت وگو کنندگان مجازند نظرها و اندیشه های خود را طرح کرده و به چالش بگذارند .
-
با نگاه به ویژگی ها ی بیست گانه مصا حبه وگفت و گوکه شاید در جز ئیات بیش از این ها قا بل شمارش با شد؛ تعریفی که مصاحبه را : " گزارش و حاصلی از فراگرد ارتباط بین دو سوی ارتباط به منظور دست یا بی به واقعیتی که دارای یک یا چند ارزش خبری باشد " (محسنیان راد؛ 1377) . می داند و در جای خود مهم است را کنار گذاشته به تعریفی میپردازیم که به هدف این نوشتار نزدیک است . از این رو تعریف پیشنهادی ما آنست که مصاحبه گونه ای از یک گفت وشنود خبری ورسمی است که در آن مصاحبه کننده interviewer) ) در جایگاه افکار عمومی است که به انگیزه اطلاع رسانی یا تبیین یک موضوع برای مخاطبان عام به روش پرسش وپاسخ از یک شخص حقیقی یا حقوقی ویا مشهور (( interviewee صورت می گیرد . گفت وگو به بحث گذاشتن یک موضوع در میان اها لی یک حوزه تخصصی به انگیزه طرح دید گاه ها وعقاید متفاوت پیرامون آن بدون جانب داری از یک مرام یا فکر خاص است .
نتیجه گیری :
به نظر می رسد به رغم شباهت های فریبنده گفت وگو ومصاحبه این دو آنقدرها هم که تصور می شود مانند هم نیستند . و تفاوت های ظا هری ومحتوایی و به ویژه کارکرد وهمچنین(format ) آنها را از یکدیگر متمایز می سازد . اگر کارکرد مصاحبه را " اقناع افکار عمومی " بدانیم کارکرد گفت وگو " تبیین افکاروآرای صاحب نظران " است .
وسواس در مرز بندی میان مصاحبه و گفت وگو به این معنا نیست که همواره خط کشی به دست بگیریم ومانع نزدیکی آن دوبشویم بلکه یاد آوری این نکته است که اولا"؛ اهالی یک حوزه تخصصی مانند رسانه و بی شماری مخاطبانش نباید واژه های حرفه ای حوزه خودرا" باری به هر جهت " به کار برند و از این طریق "الگو" سازی کنند. ثانیا" ؛ دریک کار حرفه ای ما نند گفت وگو و مصاحبه روش اجرا و پرسش ها کارکردهای مخصوص خود را دارند ؛ همچنان که پرسش های مصا حبه شغلی و پلیسی با مصاحبه های رسانه ای متفاوت هستند.ممکن است گفته شود این قبیل نامگذاری ها وگفتارهای رسانه ای در خورچشم پوشی است. نا گفته پیداست این گونه نادیده گرفتن ها به دلیل ماهیت پرشماربودن مخاطبان رسانه وهمچنین الگوساز بودن آن به این معنا نیست که دست اندرکاران آن مجاز باشند حوزه هر مفهوم یا اصطلاح حرفه ای را آنقدر گسترش دهند که یک اشتباه آشکار به جای یک مفهوم درست بنشیند.مانند واژه " هنر" که دراثر همان چشم پوشی ها برهرمهارتی اطلاق می شود .
پی نوشت :
برای تعریف واژه های لاتین به فرهنک ها ی اینترنتی هم می توان نگاه کرد:
Dictionary definition pronunciation - yahoo education
Dictionary . com
کتاب شناسی :
الف ) لاتین
Oxford advanced learners dictionary . 7 th edition . 2006 .
ب ) فارسی
1- جعفری ؛ محمد رضا , فرهنگ نشر نو ؛ تهران : فاخته 1376 .
2- حاجبی ؛ علیرضا ؛ روزنامه اعتماد ملی ؛ 22 مهر 1378؛ مقاله ای با عنوان تصویرمجازی یک رئیس جمهور .
3 - خندان ؛ علی اصغر ؛ منطق کاربردی ؛تهران : سمت 1386 .
4- خوانساری ؛ محمد ؛ منطق صوری ؛ تهران : آگاه 1379 .
5- طبا طبا ئی ؛ محمد رضا ؛ صرف ساده ؛ موسسه انتشارات دارالعلم قم : 1369 .
6- فرانکفورد ؛ چارا و دیوید نچمیا س ؛ روش های پژوهش درعلوم اجتماعی ؛ ترجمه ؛ فاضل لار یجانی و رضا فاضلی ؛ تهران : سروش 1381 .
7- فیشر و ویلیام ؛ اصول و فنون مذاکره ؛ ترجمه ؛ مسعود حیدری ؛ تهران : سازمان مدیریت صنعتی ؛ 1375 .
8- محسنیان راد ؛ مهدی ؛ روش های مصاحبه خبری ؛ تهران:مرکز مطا لعات وتحقیقات رسانه ؛ تهران: 1380 .
9- واعظی؛ محمود ؛ گزارش کنفرانس علمی فنون مذاکرات دیپلما تیک؛ روزنامه همشهری ؛ 2 آذر 1387.
10- یورک؛ایور؛ مبانی گزارشگری تلویزیونی؛ترجمه؛ اداره کل پژوهش معاونت سیاسی صدا وسیما ؛ تهران : مرکز تحقیقات ومطا لعات وسنجش برنا مه ای 1379 .
