"انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات" در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران مستقر است. آقای دکتر تقی آزاد ارمکی که از جامعه شناسان مطرح کشور می باشد رییس این انجمن می باشد.
مدیریت این پروژه به آقای دکتر غلامرضا آذری، عضو هیئت علمی " گروه علوم ارتباطات" در "دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی" سپرده شده است. در حکم آقای دکتر آزاد ارمکی به ایشان آمده است: "... مقرر گردیده تا جنابعالی مسوولیت ساماندهی مجموعه نشست هایی تحت عنوان "واژه نامه ارتباطات را به عهده بگیرید ... و ضمن ساماندهی این حوزه تا حداکثر 15/3/86 طرح جامع کاری مناسب را در این زمینه به انجمن تحویل نمایید."
آقای دکتر غلامرضا آذری که در حال حاضر استاد یار مدعو " دانشکده صدا و سیما " و " دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه تهران " است، مشغول تحصیل در فوق دکتری رشته تخصصی" فلسفه علم ارتباطات" درکشور روسیه می باشند. یکی از مهم ترین آثار ترجمه شده ایشان، کتاب "پیشتازان علم ارتباطات" نوشته ویلبر شرام است.
در این خصوص دیروز آقای دکتر آذری، اسامی هیات علمی مشاوران گروه واژه نامه ارتباطات انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات را بدین شرح اعلام کردند:
|
نام |
هیات علمی و محل فعالیت |
حوزه تخصصی |
|
دکتر باقر ساروخانی |
گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران |
واژه نامه جامعه شناسی ارتباطات و مطالعات رسانه ای |
|
دکتر سید محمد دادگران |
گروه مدیریت رسانه دانشکده صدا و سیما |
روانشناسی ارتباطات اجتماعی و روانشناسی رسانه |
|
دکتر علی اکبر فرهنگی |
گروه مدیریت دانشگاه تهران |
مدیریت رسانه و ارتباطات سازمانی |
|
دکتر تژا میرفخرایی |
گروه علوم ارتباطات واحد تهران مرکزی |
تحلیل گفتمان، بررسی برنامه های تلویزیونی، مطالعات رسانه ای |
|
دکتر سید وحید عقیلی |
واحد علوم تحقیقات |
روزنامه نگاری عملی، ارتباطات و رشد اجتماعی |
|
دکتر نسیم مجیدی |
گروه علوم ارتباطات واحد تهران مرکزی |
روش تحقیق در ارتباطات و آمار رسانه ای |
|
دکتر نوشین آقاجانی |
گروه علوم ارتباطات واحد تهران مرکزی |
برنامه یزی ارتباطات و ارتباطات اجتماعی |
|
استاد حمید غیدی |
گروه علوم ارتباطات واحد تهران مرکزی |
روابط عمومی کاربردی |
|
محمد حسن اسدی طاری |
گروه علوم ارتباطات واحد تهران مرکزی |
حقوق اساسی، تحلیل محتوا در رسانه ها |
|
دکتر امیر مسعود امیر مظاهری |
گروه علوم ارتباطات واحد تهران مرکزی |
روابط عمومی، ارتباطات انسانی |
|
مهرداد فیروز بخت |
مترجم آزاد. محقق علوم رفتاری و روانشناسی |
مترجم، روانشناسی ارتباطات میان فردی و مطالعات ارتباطی |
|
حسین امامی |
کارشناسی ارشد. تحقیق در ارتباطات. تهران مرکزی |
روابط عمومی الکترونیک، روزنامه نگاری سایبر |
همچنین اقدامات دیگری در این انجمن صورت گرفته و آن اینکه اساتید دیگری از دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکز نیز مدیر پروژه های دیگری شده اند. یکی از احکامی را که مطلع شدم حکم آقای دکتر امیرمسعود امیرمظاهری است که به عنوان "دبیر سمینار بررسی مسایل آموزشی علوم ارتباطات در ایران" منصوب شده اند.
ارتباطات اجتماعی و فلسفه ی آن
در
"عصر روشن گری"*
سمینار درس:حقوق بین الملل ارتباطات
(دوره کارشناسی ارشد)**
زیر نظر: دکترغلامرضا آذری
" عصر روشن گری(Enlightenment Age) در انگلستان بلوغ و بالندگی خود را در فرانسه و با ظهور فیلسوفان فرانسوی یافت که البته به کشورهای دیگر نیز وارد شد.مهم ترین ابزار سردمداران روشن گری ،نیروی خود انسان و روش علمی به جای ایمان و عاطفه بوده است.مخالفت این سردمداران با پادشاهی های اروپا نیز یکی از علل این عصر به شمار می رود.کلیسای کاتولیک آماج خشم هواداران روشنگری بود. این حرکت و پیکار همانند هر تحول اجتماعی دیگر منتقدان و دشمنان زیادی را صف بندی کرد. در سراسر بریتانیا و از جمله انگلستان رهبران دینی فیلسوفان را محکوم به هتک حرمت به خداوند کردند. همین امر از قدرت پادشاهان پاپ و کشیشان کاست. در کل امر ، پیش قراولان عصر روشن گری طرز فکر میلیون ها نفر را در مورد دین،اقتصاد،سیاست،هنر و موسیقی و حتی سرشت واقعیت تغییر دادند. انقلاب های دموکراتیک در امریکا و فرانسه نیز الهام از این عصر گرفتند.
**تبیین آرا و عقاید :
۱- امانوئل کانت آلمانی(1724_1804.م ): مشخصه این عصر را اشتیاق انسان به دانستن حقیقت می داند.این حقیقت جوئی در جامعه حاضر اروپایی امری واجب ولازم می نمود. این روشنگری ریشه در عصر رنسانس داشت که پس از قرن ها کندی نسبی در رشد فکری از حدود 1350 آغاز شد. برعکس، رنسانس عصری بود که بر مطالعه ، آموزش و بهسازی خود تاکید داشت.
اختراع چاپ و اکتشافات و سیاحت جهان توسط فیلسوفان در برآمدن روشنگری نقشی اساسی داشت. در میان وجه فکری رنسانس موجب تردید فزاینده نسبت به آموزه های کلیسایی کاتولیک شد. منتقدان بسیاری فساد و اعمال غیر اخلاقی درون کلیسا را آشکارا مورد تمسخر قرار دادند. تعالیم کلیسایی زیر سوال رفت.
۲- مارتین لوتر(1929_1968.م ) آلمانی : علیه سوء استفاده های کلیسا دست به اعتراض زد. که در ادامه آن اصلاح گری پروتستان را می بینیم. اوج درگیری کاتولیک ها و پروتستان ها طی قرون شانزدهم و هفدهم به نام خداست که اهمیت و قدرت کلیسای کاتولیک رو به کاستی رفت.
اروپای غربی در قرن هفدهم با عصر هیجان انگیزی مواجه شد که از آن بعنوان انقلاب علمی تعبیر می شود که ریشه در کنجکاوی داشت که رنسانس آنرا شعله ور کرده بود. اینک اختراعات نظیر میکروسکوپ و تلسکوپ به دانشمندان این امکان را داد که دنیای جدید و شگفت انگیز را ببینند. در این دوره بود که نظریات نیوتن در اندیشه انسان انقلابی بوجود آورد.
۳- جان لاک(1632_1704.م ): یکی دیگر از پیش گامان این انقلاب از طریق نوشته ها و نظریاتش شالوده فکری روشن گری را بنیان نهاد. به نظر لاک ، همه انسان ها ذارای قدرت تعقل هستند و خود عقل نشان می دهد که همه انسان ها از حقوق طبیعی یکسانی برای طلب زندگی آزادی و مالکیت برخوردارند.
بدلیل پیشرفت های هیجان انگیزی که در جریان انقلاب علمی در قرن هفدهم صورت گرفت بسیاری از اندیشمندان در مورد قابلیت های قدرت تعقل انسان به شوق آمدند.
۴- رنه دکارت(1596_1650.م ): یکی از ارجمند ترین طرفداران عقل بود و برای یافتن حقیقت نوعی منطق ریاضی را به کار گرفت. وی نوشت تنها حساب و هندسه از هرگونه شائبه اشتباه و تردید بدورند. درمیان این هیجان فکری که نیوتن ، لاک و دیگر دانشمندان بر پا کردند ،انگلستان دستخوش یک جابجایی بنیادی در قدرت سیاسی شد که به انقلاب شکوهمند شهرت یافت. پس از آن جیمز دوم از انگلستان گریخت . پارلمان آن کشور دو پروتستان ، ویلیام و مری را بعنران شاه و ملکه جدید کشور بر تخت نشاند. با آنکه انگلستان هنوز دارای یک نظام پادشاهی بود اما قانون گذارانش قوانینی را وضع کردتد که قدرت شاه و ملکه را محدود می کرد. این جریان با نا آرامی و بی قراری تقریبا در میان همه طبقات اجتماعی بخصوص فرودست ترین طبقات همراه بود. حتی طبقه متوسط در حال رشد بازرگانان ، بانکداران و مغازه دارانی در اروپا احساس سرخوردگی و عذاب می کردند و در انگلستان سایه حکومت بر مذهب بود.
در واقع کلیسای انگلستان را دولت کنترل می کرد.اما در قاره اروپا وضعیت متفاوت بود. در اینجا کلیسای کاتولیک تنها پس از شاه و سپاه او درمقام دوم قرار داشت که نهادی کاملا ثروتمند و دیوان سالار بود ، قدرت های عمیقا ریشه دار کلیسا و سلطنت غالبا با هم عجین می شدند و وابسته و حامی یکدیگر بودند.
ولی برای میلیون ها اروپایی که نه از اشراف بودند و نه از مقامات کلیسا زندگی مصیبت بار بود ، رعیت وابسته به زمین در املاک اشرافان و روحانیون به سر می برد ،کار کودکان رواج داشت ، با آنکه به واسطه انقلاب علمی ، پزشکی پیشرفت کرده بود، پزشکان از کنترل بیماری ها ناتوان بودند، برای فیلسوفان هیچ چیز مهمتر از اصلاح مذهبی نبود ، آنها کلیسا را مانع اصلی بر سر راه حل مسائل اجتماعی می دانستند اینان که مشغله ذهنی شان عقل و علم بود حمله گسترده ای را به کلیسا آغاز کردند ،آنان ادعای کلیسا مبنی بر اینکه ایمان مذهبی باید بر اعتمادی بی چون و چرا مبتنی باشد را رد می کردند ، شکاکان مذهبی پرسش های تشویش آمیز بسیاری را مطرح می کردند آیا حضرت موسی به راستی دریای سرخ را شکافت؟ درست است که مسیح پس از مرگ برخواست ؟ این شک گرایی با شناخت تازه از نظام های دینی و اخلاقی خارجی به غیر از مسیحیت همراه شد.
فیلسوفان دریافتند که در مخالفتشان با کلیسا تنها نیستند. در فرانسه دیگرانی نیز بودند که از کلیسای کاتولیک بخاطر سنت دیرینه عدم مدارا ،فرار از پرداخت مالیات ، تسلط بر آموزش عمومی و تعقیب و شکنجه و کشتار و سیریع غیر مومنان نفرت داشت.
ار آنجا که فیلسوفان نظرات مذهبی متفاوتی داشتند انتقادشان اشکال مختلفی پیدا می کرد ، برخی از ترس تلافی جویی های کلیسا ، در نوشته هایشان جانب احتیاط را رعایت کرده و از نام بردن مسیحیت کلیسا اجتناب می ورزیدند.تنی چند از فیلسوفان جسورتر و ستیزه جو تر بودند. نقش شکاکان مذهبی نیز در این حرکت قابل تامل است.اما همه این اظهارات از خارج کلیسا نبود،بلکه برخی در درون خود جامعه کلیسایی شکل می گرفت.
۵- لرد هربرت انگلیسی: نخستین کسی بود که در سال 1624 نظراتی را ابراز داشت که بعدها به یک نظام اعتقادی بنام دئیسم یا ایزد باوری فرا روئید. در این نظام انسان ها برای شناخت دین نمی توانند به کتاب مقدس اتکا کنند. بجای آن باید به چند عقیده خدادادی باز گرداند که در ذهن همه انسان ها به صورت فطری وجود دارد. از آنجا که دئیسم یک مذهب سازمان یافته با کتاب مقدس و آئین رسمی نبود گونه های بسیاری از این جنبش پایدار شد.
۶- مقاومت های کلیسا
قرن ها درگیری مذهبی و فساد داخلی به مسیحیت آسیب رسانده بود در قرن هجدهم مقامات کلیسا نا باورانه نظاره گر این بودند که جنبش روشنگری اقتدار آنها را به زوال و ستون فقرات جامعه مسیحی را بهشکستن تهدید می کند. به این حهت طیفی از ضد فیلسوفان به مقابله برخاستند، در سراسر فرانسه مقامات کلیسا به دئیست ها،ماده گرایان و دیگر فیلسوفان که اقتدار کلیسا را زیر سوال بردند حمله کردند ، به گفته دورانت بیش از نهصد اثر مکتوب در دفاع از مسیحیت منتشر شد. نخستین خط دفاعی از اثر نویسندگان و سخنوران مذهبی، دفاع از اقتدار کلیسا بود. آنها استدلال می کردند که کلیسای کاتولیک مصون از خطاست ، چرا که نهاد مقدس خدائی است. برخی از حامیان کلیسا برای دفاع از ایمان مسیحی حتی به عقل متوسل شدند. اما گاهی کلیسا سانسور می شد. اکثر مدافعان مسیحیت و کلیسا هیچ توجیهی برای عدم مداری خود نداشتند: آنها معتقد بودند که مقابله با عقاید ضد مسیحی که ممکن بود که مسیحیان را از راه ایمان راستین منحرف کند وظیفه آنهاست. در مواقعی آنها به فیلسوفان می تاختند و آنها را به عدم مدارا متهم می کردند . تا میانه قرن هجدهم این ناخرسندی از عقل واکنش گسترده و قدرتمندی را برانگیخته بود که جنبش روشنگری را تغییر شکل داد و در مسیری دیگر انداخت.
در نیمه هجدهم موج تازه ای از اندیشمندان و نویسندگان نمایان شد که دیدگاه شان با سخنگویان قدیمی تر جنبش روشنگری فرق داشت.این منتقدان اجتماعی جدید دیگر در مورد عقل دچار توهم نبودند.
اینان سبب بسیاری از مشکلات اجتماعی را تکیه بیش از حد به عقل می دانستند بسیاری از اندیشمندان و نویسندگان صاحب نفوذ در این طغیان علیه عقل سهم داشتندکه توانمند ترین آنها ژان ژاک روسو است. روسو جوابی این چنین داد: وضعیت انسان به راستی بد تر شده است، او استدلال می کرد که پیشرفت انسان بدون اخلاق نه تنها قدرتی نامحدود به حکومت می بخشد بلکه با پر کردن ذهن مردم با تمایلات غیر طبیعی آنها را نیز تباه می سازد.
سخنان روسو موجب مناقشات شدیدی شد، مدافعان روش علمی منزجر شدند جذاب ترین اثر روسو قرارداد اجتماعی در سال 1762 منتشر شد." انسان آزاد به دنیا می آید اما همه جا در زنجیر است". به عقیده ی او این زنجیرها نهادهای اجتماعی مرسوم بودند که انسان را از آزادی های طبیعی شان محروم می ساختند.
آثار روسو نه تنها باعث مناقشات سیاسی شد ، بلکه همچنین موجی از احساسی گری به راه انداخت که در نیمه دوم قرن هجدهم اروپا را درنوردید. دل مشغولی نسبت به احساسات انسانی از نارضایتی گسترده از کسانی که از قدرت عقل طرفداری می کردند نیز ناشی می شد.احساسات گرایان نیز جهان طبیعی را می ستودند ، این علاقه تا حدی ناشی از داستان هایی بود که کاشفان و پژوهش گران اروپایی که به نقاط دور دست سفر می کردند تعریف می کردند.اروپاییان مجذوب گزارش ها در باره مردمان بدوی ای می شدند که گفته می شد به طبیعت نزدیکترند.دل مشغولی نسبت به بدویان اصیل و جذابیت زندگی هماهنگ با طبیعت در اروپا بصورت مد درآمد. متمولین تصمیم گرفتند برای سرگرمی در فضاهای طبیعی شهر معاشرت کنند.
در سراسر اروپا بسیاری از مسیحیان از بی تفاوتی عاطفی و روانی اعتقادات مذهبی رایج ناراضی بودند. جنبش روشنگری که هم از عقل و هم از احساس نیرو می گرفت به مهم ترین نیروی فکری قرن هجدهم تبدیل شد. یکی از دل مشغولی های اصلی فیلسوفان در این دوره این بود که چگونه حکومتی را از نظر فیلسوفان کهنه ،ناعادلانه و نا کارآمد بود ، اصلاح کنند. اما قاعدتا چنین جبهه ای با پشتوانه و قوه درونی کمتری نسبت به اقدام علیه کلیسا به پیش رفت. در این اثنا نظریه های حکومت شکل جمهوری و کمونیستی پیشنهاد شد. یا اینکه روسو طرفدار نظریه انتخاب کارگزاران حکومتی و قضاوت را بود با اینکه چنین نظریاتی در قرن هجدهم مورد پشتیبانی قرار نگرفت،زمینه کار را برای اندیشمندان آینده ای فراهم کرد که آثارشان به ایجاد حکومت های کمونیستی در روسیه ، چین و اروپای شرقی در قرن بیستم منجر شد که گفتگو درباره دموکراسی در هر شکل و سیاقی سرکوب می شد.
تا نیمه دوم قرن هجدهم جنبش روشنگری از مرزهای فرانسه بسیار فراتر رفته بود. زمزمه های گفتگو درباره فرد ،پیشرفت ،علم و آزادی از اسکاندیناوی تا ایتالیا ،امریکای شمالی و حتی روسیه شنیده می شد، محبوبیت روشنگری در میان طبقات ممتاز و تحصیل کرده فرانسه آنرا به مد روز تبدیل کرد. در پاریس بانوان اشرافی اگاه به منزلت اجتماعی خود از روشن گری به عنوان مضمونی برای گردهمایی های پرشکوه سود می جستند. عقاید روشن گری به درون طبقه زحمتکش هم نفوذ کرد.
صنعت گران ماهر و خدمه خانگی که کارشان آنها را در تماس نزدیک با طبقات بالا قرار می داد می توانستند طرز لباس پوشیدن ، زبان و مطالعه بالا دستی های خود را ببینند.
حد فاصل سالهای 1717تا 1760 انجمن هایی با نام انجمن فراماسونی و انجمن سری ایجاد شد که اینان هوادار پنهانکار جنبش بودند.که هدف آنها چیزی جز رواج صلح و هماهنگی میان انسان ها نبود. بدین ترتیب عوامل متعددی باعث گسترش روشنگری در بخش های مختلف اروپا و آمریکا شد.مثلا در ایتالیا این جریان به واسطه جریان پیوسته گردشگران انگلیسی و فرانسوی همراه با تلاش فراماسون ها و حضور توقف ناپذیر نوشته های فیلسوفان فرانسوی متولد شد. که این جریان در این کشور الهام بخش اصلاحات فراوانی شد. در کشور آلمان اوضاع برای ورود چنین جریانی کمتر مساعد بود. کشوری که برخلاف انگلستان و فرانسه یکپارچه نبود هنوز فاقد طبقه متوسط نیرومندی بود که قدرت را از دست شاهان و اشراف بگیرد با این وجود روح روشن گری به آلمان هم منتقل شددر شهر شمالی پروس ،فردریک کبیر دست به اصلاحات زیادی زد. از مطبوعات، کاهش شکنجه ، اصلاح دستگاه اداری حکومت ،بخشیدن شان اجتماعی به کاتولیک ها و پروتستان ها از جمله اقدامات فردریک کبیر است. در آلمان بسیاری از روشنفکران سخت تحت تاثیر فیلسوفان فرانسوی قرار گرفتند.اما نفوذ فرانسه رو به زوال می رفت. با رشد شک گرایی و روح پرسشگری اندیشمندان و نویسندگان وابستگی کشورشان را به تاثیرات فرهنگی بیگانه به زیر سوال بردند . حکومت ملی فرانسه در دهه 1780 در آستانه ورشکستگی بود. اثرات و مقامات کلیسا به امتیازات خود چسبیده بودند و سلطنت مطلقه از درک جدی بودن نارضایتی عمومی ناتوان بود.از این دوران بعنوان نقطه عطف واپسین سالهای روشنگری یاد می شود. اکثر فیلسوفان از جمله : روسو و ولتر در گذشته بودند در این مرحله از انقلاب عمر رژیم کهنه به پایان رسید. حکومت جدید مجلس ملی تشکیل شد و قوانین جدید متعددی را تصویب کرد که معلوم شد از قلم خود نویسندگان منشاء گرفته است . تمام امتیازات خاص کلیسا ملغی گردید. مجلس ملی طرح هایی برای ایجاد پادشاهی مشروطه ارائه کرد و قانون اساسی جدیدی را که آمیخته با اصول روشن گری بود تصویب کرد ، اما این پایان انقلاب نبود.
مخالفت شدید با حکومتا جدید انقلاب بالا گرفت و دوره جدید بحران های سیاسی ایجاد شد. اینک قدرت در دست افراد متعصب بود . انقلابیون همچنین به یک کارزار بی امان ضد مسیحی دست زدند که مقامات کلیسا را تا حد خادمان حقیر حکومت جدید پایین آورد. انقلاب فرانسه اروپاییان را در همه جا به وحشت انداخت ، دیگراین که روشن گری اشتباهی بزرگ تلقی می شد. در واقع پس از به قدرت رسیدن ناپلئون در سال1799 تهاجم بعدی او به همسایگان اروپایی اش ، هماوردهای او خود را در حال مبارزه با روشن گری می دیدند. رهبران فرانسه نیز خشم و انزجار خود را از جریان نشان دادند. اما میراث روشن گری از حرکت باز نماند و بیش از دو سده به حرکت آهسته و پیوسته خود ادامه داد.این میراث تاثیر شگرف بر هنر، موسیقی، ادبیات ،روش سنتی و داستان گویی و شیوه تاریخ نویسی است.
*جمع بندی وپایان بحث:
دوران روشن گری با وجود دستاوردهای فراوانش ، طی دوقرن بعد انتقاداتی را در زمینه حقوق آرا و عقاید جهان برانگیخت. بسیاری از مفسران فیلسوفان را متهم کرده اند که باعث به حرکت درآمدن نیروی آشوب گری شدند که منابع سنتی اقتدار، ثبات و نظم را نابود کرد.برخی از منتقدان ادعا می کنند که روشن گری باعث بوجود آمدن احساس ناامیدی ،بی هدفی و تنهایی شد که مشخصه عصر مدرن است. آنها استدلال می کنند که روشنگری به جای مسئولیت های شخصی و الزامات اجتماعی بیش از حد بر حقوق فردی تاکید دارد. از آن گذشته فیلسوفان به تضعیف اقتدار دین و ایمان به خدا بدون ارائه جایگزینی برای پاسخگویی به نیازهای معنوی اکثر مردم متهم شدند.میراث روشن گری حتی برخی از هواداران محیط زیست را ناخشنود ساخته که می گویند تاکید بر پیشرفت و عقل در رویکرد مادی گرایانه موثر در برخورد با جهان طبیعت موثر بوده است.
اما مدافعان روشن گری چنین حملاتی را تند و دور از انصاف تلقی می کنند. آنها تصریح می کنند که فیلسوفان به یقین اشتباهاتی مرتکب شده اند اما در دراز مدت میراث آنها برای بشریت مفید بوده، تا مضر!!!
*ارائه: محمود رضا - حمیدی دانشجوی کارشناسی ارشد علوم ارتباطات واحد تهران مرکزی به راهنمایی استاد ودوست اندیشمندم : دکتر غلامرضا آذری.
**"امیدوارم که در آینده بتوانم این بحث و موضوع بنیادی را تخصصی تر دنبال کنم."
***منابع : در اصل تحقیق و نزد "دکتر آذری "موجود است. علاقه مندان می توانند برای مطالعه بیشتر به آن رجوع کنند.
